قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1930

تاريخ الفي ( فارسى )

رسانيدند و العزيز باللّه خود آمده در ميان اردوى البتكين فرودآمده و از اطراف و جوانب مردم به طلب البتكين فرستاد و فرمود كه : هركه البتكين را زنده بياورد صد هزار دينار به او مىدهم . بنابراين ، سپاه مغاربه به طلب البتكين به تكاپوى درآمدند و در باديه متفرّق شدند . اتّفاقا ، البتكين چون از معركه روى بتافت به جانب باديه افتاد . در راه چون تشنگى بر وى غلبه كرد خود را به مفرح بن دعقل كه از مصاحبان او بود و با حشم خود در باديه مىنشست ، رسانيده از وى آب طلبيد . مفرح ، البتكين را به منزل خود فرودآورده در مقام خدمتكارى درآمده و در خفيه كس پيش العزيز بالله فرستاد كه : آنچه تو مىخواهى نزد من است . زرى را كه وعده فرموده بوديد بفرستيد تا آن شخص را زنده بفرستم . العزيز باللّه فى الحال صد هزار دينار باركرده جهت مفرح بن دعقل فرستاد و البتكين را زنده به دست آورده از گناه او گذشت [ 229 ب ] و او را به مرتبهء خواص اصحاب خود رسانيده در پهلوى منزل خود جاى داد و روزبه‌روز اعزاز و اكرام البتكين را زياده مىكرد . امّا آخر الأمر ، ميانهء البتكين و يعقوب بن كلس كه وزير العزيز باللّه بود ، كدورتى واقع شد و يعقوب شخصى را بر اين داشت كه البتكين را زهر داده از هم گذرانيد . چون العزيز باللّه بر حقيقت حال اطلاع يافت يعقوب بن كلس را چهل روز در بند كرد و از وى پانصد هزار دينار گرفت . امّا چون مهمّات او بىيعقوب در تعويق افتاد ، باز او را از بند بيرون آورده منصب وزارت را به وى ارزانى داشت . امّا حسين قرمطى را هرچند العزيز باللّه سعى كرد كه به دست آورد ميسّر نشد ، بنابراين هرسال بيست هزار دينار جهت او مىفرستاد كه وى غايبانه در مقام اطاعت بوده در ولايت او خرابى نكند .